محمد مهدى ملايرى

183

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اين موارد هم كم‌وبيش در تاريخها منعكس مىشده و بلاذرى هم خلاصه‌اى از آنها را در فتوح البلدان آورده « 1 » كه با مراجعهء به آنها مىتوان واقعيّات بيشترى را بجاى توهّمات در تاريخ اين دوران گذارد . ديگر اين‌كه هنگامى هم كه در همين دوران ، خليفه عمر دستور داد كه اين سرزمين را كه در آن هنگام سورستان و در عربى سواد مىناميدند از نو براى تشخيص اراضى خرابى آنجا مساحت كنند ، حدّ غربى آن را با « ارض العرب » ، « عذيب » معيّن كردند ، همچنانكه بود . و عذيب هم فرسخها در غرب حيره قرار داشته . و آنجا چنان كه خواهد آمد يكى از پادگانهاى ايران در حاشيهء صحرا بود . و در همهء كتابهاى جغرافيائى عربى هم حدّ شرقى ارض العرب همين عذيب ذكر شده است . و شايد به سبب وضوح اين مطلب در اينجا نيازى به چنين توضيحى نمىبود ولى وقتى پايه توهّمى به سبب تكرار دائم چنين قوى شود كه اهل مطالعه را هم آن‌چنان در خود فرو گيرد كه بدون مطالعه به تخطئهء دانشمندى صاحب‌نظر بپردازند ، به چنين توضيحاتى و شايد به بيش از اين‌ها هم نياز هست . امارت حيره و دولت ساسانى از آنجا كه عربها خود جزئى از نظام شاهنشاهى ايران بودند در نظر ايرانيان مردمى بيگانه بشمار نمىرفتند ، و به‌همين‌سبب در مناطق غربى ايران و مجاور سرزمينهاى عرب‌نشين ، ايرانيان و عربها در كنار هم مىزيستند و با آنكه هركدام شيوهء زندگى خود را داشتند باز باهم پيوند و آميزشى متعارف مىداشتند . دهقانان ايرانى در زمينهاى زراعتى به كشت و زرع و كارهائى از اين قبيل مىپرداختند و از عربها هم آنها كه به اصطلاح خودشان اهل و بر بودند ، يعنى چادرنشين و صحراگرد ، در صحراى بين حيره و انبار به دنبال آب و چراگاه در نقل و انتقال بودند . و آنها هم كه اهل مدر بودند در مناطق مسكونى مىزيستند و خانه و كاشانه داشتند ، و به كارهائى متناسب با زندگى خود مىپرداختند .

--> ( 1 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 78 - 79 .